حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

609

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

داشته باشيد ، آنقدرى كه از خود زنجموره متألم و متأثر شدم ، از ارباب « 65 » و ساير ترك‌ها « 66 » بر من اثر نكرده است . مرد خردمند هنرپيشه را * عمر دو بايست در اين روزگار اقليد را به ملكيت لقمان الدوله دادند ؛ به خيال احدى نمىگذشت كه اقليد خالصه شود و به ملكيت بدهند . بايد غلام بخت بود . خودم هم اگر وضع‌ها تغيير نكرد ، تا بيستم محرم به طرف عراق عرب سفرى خواهم كرد ؛ تا چه شود . با علاء الدوله خيلى چم و خم كنيد ؛ از تمام مردم زمين منافق‌تر و حرامزاده‌تر است . با وجود آنكه در بودن در خانهء اتابك « 67 » ، از همه گرم‌تر گرفت ، ولى جنس غريبى است . يك‌شنبه 13 محرم 1321 قمرى فرمانفرما به خط مخبر السلطنه كاغذى به من نوشته ، ترغيب كرده كه عربستان را قبول بكن ؛ چون ميل عربستان ندارى و كرمانشاهان هم كفاف معاش تو را نمىدهد ، بهجت الملك را بخواه و دستور العمل بده بلكه لرستان را ضميمهء كرمانشاهان و در حكومت شما قبول كند . سبحان الله ! اين مرد تا ديروز راضى بود بيايد به ايران و برود در املاك مراغهء خودش بماند ؛ حالا حاكم كرمانشاهان شده ، دخل و خرج مىسنجد كه اينجا براى خرج من كافى نيست . من هم لازم نيست او را نصيحت كنم و جواب بنويسم در صورتى كه قبول كردم . ايضا دعوت كرده است ، اگر عربستان شد ، بيا از راه بغداد برو ! ملتفت نيست كه حاكم عربستان كه از راه داخله وارد محل حكومت نشود ، مردم اعتناى سگ به او نمىكنند . فرضا راه لرستان نباشد ، از راه بختيارى كه جزء حكومت عربستان است واجب است برود . ديگر از عوض تبريك حكومت ، تفنگ خواسته است . مىنويسم ، تفنگ من منحصر به آن كوتاه‌قدهاست ، آن هم كمتر از دو قبضه باقى است ؛ با كمال افتخار تقديم مىكنم ، زيرا من هيچ وقت حاجت تفنگ شخصى ندارم . در باب سعد الدوله ، اگرچه ظاهر مىگويد و مشير الدوله هم گفت غرهء ربيع الاول مىرود ، ولى باطنا خيالش اين است كه بجاى نريمان خان برود وينه « 68 » ؛ هرگاه آنجا نشد ، مسلما عود به بلژيك مىكند . در باب كار فارس ، به قدر امكان بايد بطرزى كه درز نكند ، خيلى پخته ، نبايد

--> ( 65 ) - منظور ميرزا على اصغر خان امين السلطان اتابك اعظم است . ( 66 ) - منظور آندسته رجال هستند كه همراه مظفر الدين شاه از تبريز به تهران آمدند . اطرافيان مظفر الدين شاه ، نه تنها مورد نفرت رجال تهران بودند ، بلكه ناصر الدين شاه نيز به سبب ايشان از وليعهد دلزده بود . ( 67 ) - اشاره‌ايست به زمان تحصن حسين قلى خان در خانهء امين السلطان . جهت اطلاع ، به خاطرات حسين قلى خان مندرج در باب نخستين رجوع كنيد . ( 68 ) - منظور « وين » است .